![]() |
![]() |
|
| سهرۆک ئاپۆ ئاوێنهی مێژوویه ، کهس ناتوانێ مێژوو له خاچ بدات |
|
1 Jul 2007 - 21:06 شيوه نگرش انسان به جهان را ميتوان پارادايم نام نهاد و نيز به علت متفکر بودنش او را بعنوان موجودي متفاوت تر از هر جانداري ديگر شناخت. انسان داراي تاريخي هزاران ساله ميباشد. با شناخت اين تاريخ، ميتوان تاريخ طبيعت را نيز تحليل کرد. اما مهمتر از هر چيز اينکه, براي شناخت تاريخ انسانيت بتوان گذشتهي او را بخوبي تحليل کرد. انسان خود بخشی از تاريخ ميباشد. پس ما مجبور هستيم با ديدگاهي نوين جهان پيرامون خود را بازنگری نماييم. يعني بايد داراي قدرتي باشيم که بتوانيم انسان را از نو تحليل کنيم. برهمين اساس براي اينکه بتوانيم حرکت کردها را از دهه 70 به بعد تحليل کنيم بايستي PKK و رهبر آپو و طرز حرکت آن را بشناسيم. PKK در بحبوحه قرن بيستم فعاليت خود را آغاز کرده و گسترش داد. سده بيستم با وجود دو قطب در جهان ـ يعني رئال سوسياليسم و امپرياليسم ـ با پيشرفت تحولات قرن به يک سيستم تبديل شده و ميتوان گفت که هيچ يک از دو قطب هم نتوانست جوابي براي انسانيت باشد. رئال سوسياليسم به علت بنيان نهادن سيستم نوين و ايجاد ننمودن تحولاتي نو در برابر کاپيتاليسم و همچنين به علت دموکراتيزه نکردن سيستم خود و نيز فقدان دموکراسي پيشرفته و علمي در سيستم و عدم پيشبرد آن, توان ديناميکي خود را از لحاظ اقتصادي, سياسي, و اجتماعي از دست داده و همچنين به علت علمي نبودن سيستم آن رو به شکست نهاد. بدون ترديد اين را هم بايد به خاطر داشت که سوسياليسم در پيشبرد و به پيروزي رساندن مبارزات ملي و اجتماعي و تلاش براي رسيدن به آزادي نقش بسزايي داشته است. PKK در چنين مرحلهاي تاسيس و فعاليت خود را آغاز نمود. ميتوان مرحله تاسيس PKK را, مرحله دوباره زيستن نام نهاد. در آن سالها جنبشي که کمترين تاثيرات را از مفهوم دگماتيسم رئال سوسياليسم و حرکت چپ گرفته بود، PKK ميباشد. تاثير PKK بر اين مرحله نيز بسيار مشهود است. با وجود اين شرايط PKK توانست اوضاع جهان, ترکيه و کردستان را تحليل نموده و از تجارب خود نتايج مثبتي کسب نمايد. آن سالها, سالهاي پايان بخشيدن به حاکميت کلاسيک و فئودالي در کردستان بود. بوضوح ديده شدکه رهبران مزدور و تسليمشدگان کرد و همچنين سياستهاي کلاسيک آنان براي خلق دستاوردي نداشته و مشکل کردها را عميقتر نموده است. ترکيه که بيشترين جمعيت کردها در آنجا بسر ميبرند، نتوانست در زمينهي دموکراسي پيشرفتي حاصل نمايند و شيوه مديريت اليگارشي را اساس گرفته بود. در اين سالها عليرغم فشارهاي مادي, از نظر فرهنگي و ايدئولوژيکي نيز سياست قتلعام سفيد را به منظور نابودي کردها پيروي کرده است. در سالهاي 1970 آنهايي که به نام کردها سياست کردند, نتوانستند خود را از آسيبهاي سياسي و ايدئولوژيکي رها سازند و آنقدر ضعيف شده بودند که از توانايي تحليل صحيح وضعيت خلق کرد و ترک برخوردار نبوده و لذا راهحلي براي مشکلات نيافتند. اين مشکلات راه را براي تاسيس PKK گشود. PKK حرکتي است که تحت تاثير اوضاع عمومي آن سالها و مشکلات و مسائل ملي ظهور کرد و توانست پيشرفتهاي سريعي را کسب نمايد. اين پيشرفتها نه اينکه تحت تاثير زور و خشونت حاصل شده، برعکس نتيجه تضادهاي اجتماعياي بود که PKK نيز از نتايج آن ميباشد. چنانکه رهبر آپو در دفاعيات امرالي به اين نکته اشاره ميکند که PKK بر پايه تحليل عيني روبنا و زيربناي 50 ساله جمهوريت و همچنين بر اساس تحقيقات علمي و پراکتيکي در باره انقلابها و ضد انقلابهاي موجود در جهان و به دنبال آن تشکيل گروه ايدئولوژيک در دهه 70، بصورت حرکتي ايدئولوژيکي درآمده و در دهه 80 بصورت حرکتي سياسي فعاليتهاي خود را به پيش برد که در حقيقت ميتوان گفت بزرگترين حرکت کردها به شمار ميآيد. در اينجا استراتژي PKK تا سالهاي 90 را ميتوان چنين ترسيم کرد؛ بعلت پيروي از مدل رئالسوسياليسم و همچنين اساس گرفتن اقتدار دولت، اين مفاهيم نيز در استراتژي آن ديده ميشد. اما با شکست رئال سوسياليسم و فروپاشي آن، اين مسئله آشکار گشت که رسيدن به سوسياليسم علمي با پذيرش دولت و اقتدار همخواني ندارد و غيرممکن ميباشد و پي برد که اين مفاهيم نيز در راه رسيدن به سوسياليسم واقعي، پيشرفت دموکراسي و معيارهاي دموکراتيک ميباشد. PKK به اين واقعيت دست يافت که در واقع سوسياليسم, دولت واقتدار را اساس نميگيرد لذا اذعان داشت که ديگر تلاش براي رسيدن حزب به اقتدار و بعد از اقتدار ايجاد دولت و بعد از آن نيز رسيدن به سوسياليسم غير قابل دسترس ميباشد. با فروپاشي رئال سوسياليسم, تمامي کشورهاي تابع آن نيز وارد بحراني شدند و اين هم به علت دور بودن اهداف رئال سوسياليسم از اهداف سوسياليسم علمي بود. ميتوان شکست رئال سوسياليسم را يک موفقيت و گام و لزومي براي رسيدن به دمکراسي نام برد. چنانکه رهبري ميگويد PKK نيروي خود را از سوسياليسم علمي ـ که به درستي تحليل شده ـ و فرهنگ عظيم خاورميانه ميگيرد. در اين ميان احزابي که نتوانستند علت شکست رئال سوسياليسم را درک نمايند و خود را از بحران موجود آن برهانند، رو به ضعف و شکست نهادند. از سالهاي 90 به بعد، ديگر اين واقعيت اثبات گرديد که مدل احزاب چپ و رسيدن چنين احزابي به سوسياليسم علمي که مدل رئال سوسياليسم را اساس گرفته بودند، نميتواند واقعي باشد. در اينجا ميتوان به فرق ميان PKK و ديگر احزاب موجود در آن زمان اشاره کرد. يکي از مهمترين تفاوتهاي PKK با ديگر احزاب، اساس گرفتن و توسعه فعاليت زنان بود. زن کرد که به علت قوانين دستوپاگير خانواده و بيعدالتي نسبت به او و محروم ماندن از هرگونه حقوق اجتماعي و جنسي، محکوم به شکست و نابودي شده بود؛ با ظهور جنبش آپوئيستي و همچنين اهميت دادن اين جنبش به حقوق و روانشناختي جنسي بر محور و مسئله زن در داخل حزب و اساس گرفتن منطق ديالکتيک در اين مورد که آزادي و سربلندي را مورد هدف قرار ميدهد و همچنين اساس گرفتن زندگياي آزاد، از مهمترين ثمرات PKK به حساب ميآيد. نکته ديگر, آفريدن مرحلهاي دوباره زيستن براي مردم کرد که در شديدترين بحران اجتماعي و شخصيتي و همچنين در انکار و امحايي شديد بسر ميبرد، ميباشد. چيزي که در اينجا بسيار حائز اهميت است، جهش ايدئولوژيکي PKK بعد از سال 90 يعني بعد از فروپاشي رئال سوسياليسم ميباشد. رهبري توانست به خوبي چالشهاي ميان رئال سوسياليسم و اوضاع سده بيست و همچنين علت فروپاشي آن و ديگر احزاب چپ کلاسيک را بخوبي تحليل کند. همچنين تمايز ويژگيهاي جنبش آپوئيستي با اوضاع قرن بيستم که اساس آن شدت و خشونت بود و نيز تلاش براي عبور از اين بحران و رسيدن به ذهنيتي متفاوت، از تلاشهاي رهبري براي ايجاد انقلاب ذهنيتي در خود ميباشد. کاراکتر PKK شروع ذهنيتي جديد و متفاوت با ديگر ذهنيتها و گذار از خشونتگرايي و همچنين تلاش براي عبور از جامعه طبقاتي و رسيدن به ذهنيت جامعهاي طبيعي است که در آن فرهنگ و جامعهاي اکولوژيک و دموکراتيک اساس گرفته ميشود. تحليل جامعه طبقاتي وعدم پذيرش آن و گذار از ذهنيت جامعه طبقاتي و همچنين اساس گرفتن جامعه طبيعي و رسيدن به معيارهاي آن، اساس ايجاد تحولات ذهنيت بود. ميتوان گفت که در واقع اين طرز تفکر در ذهنيت رهبري مستتر بود و تئوري آن را در دفاعيات آخر خود به عنوان "دفاع از يک خلق" ميتوان ديد. بر همين اساس؛ هم براي عملي ساختن انديشه رهبري که در قالب پارادايم جديد خود را نمايان ميسازد و هم براي بهتر تحليل کردن جامعه طبقاتي و گذار از آن و درک بهتر جامعه طبيعي و همچنين تحليل نمودن سده بيستم و عبور از کائوسي که جامعه در آن بسر ميبرد، احتياج به حرکتي هست که از لحاظ ايدئولوژيکي و سياسي بتواند براي انسانيت روشناييبخش باشد. ديگر وجود تنها يک حزب که بتواند در عرصه سياست فعاليت کند و از طريق آن، ايدئولوژي خود را متمرکز و بر اساس آن به نفع اجتماع و با معيارهاي دمکراتيک حرکت نمايد غير قابل قبول و ناکافي ميباشد. همچنين بعلت فقدان ايدئولوژياي رهاييبخش، رهايي از کائوسي که انسانيت در آن گرفتار آمده مشکلتر گشته است. لذا ايدئولوژياي لازم است که بتواند چراغ راه انسانيت باشد و آن را از هر گونه برخوردي طبقاتي که مانند خون در رگهاي انسان جريان دارد نجات دهد و بنابراين جنبشي جديد ضروري مينمايد. در اينجا اهميت تاسيس دوباره PKK به وضوح ديده ميشود. PKK ي دهه 70 فعاليت آزاديبخش خود را از لحاظ سياسي, اجتماعي, فرهنگي و ايدئولوژيکي به شيوهاي گسترده تا مرحله کنگره خلق رساند؛ اما به علت تاثيري که از سدهي بيستم گرفته بود، نميتوانست پاسخگوي نيازهاي سدهي بيستويکم باشد. بر همين اساس PKK ضرورت تاسيس دوباره خود را از هر لحاظ احساس نمود. تاسيس KADEK نتوانست جوابي براي خواست ايدئولوژيکي اين دهه باشد. چون KADEK از مدل احزاب لنينيستي و دگماي آن متاثر گشته بود و کنگره خلق نيز براي تمامي خلقها از هر قشر و قوم و طبقهاي ضروري ديده ميشد. هيچ حرکتي بدون وجود انرژي صورت نميپذيرد. لازمه پيروي ازايدئولوژياي که فکر و خط مشي رهبري در آن منعکس باشد و پيشروي بر اساس پارادايم جديد جهت فعاليتهاي دموکراتيک، به عنوان ضرورتي اساسي ديده شد. ديگر احتياج به جنبشي بود که ايدئولوژي خود را مانند يک انرژي به هر طرف منتشر و آن را القا نمايد. بايد به اين نکته هم اشاره کرد که حرکت PKK جديد، باوري و همچينين اساس ايدئولوژي خود را از ميراث بجاي مانده PKK ميگيرد. PKK با مبارزهاي بينظير خود و تلاش در راه آزادي جاي خود را در دل هر انسان آزاديخواه و ميهندوستي باز کرده و مهر خود را بر سده بيستم زده است. انجام فعاليتهاي اساسي و پراکتيزه کردن ايدئولوژي رهبري بر عهده کادرهاي PKK ميباشد که بر اساس پارادايم جديد، خود را براي برقراري جامعهاي نو حاضر مينمايند. ميتوان چنين گفت که کادرهاي PKK نمايانگر ايدئولوژي و ترويج آن و همچنين مدافع آن در برابر هر گونه حملهاي که بخواهد ايدئولوژي رهبري را از بين و يا آن را به شيوههاي متفاوت از واقعيت آن دور گرداند، ميباشد. اين نه تنها وظيفه بلکه فلسفه کادر PKK و وظيفه تمامي مبارزين راه آزادي و تمامي کساني که انديشه رهبري و پارادايم جديد را براي خود اساس ميگيرندو تلاش خود را براي برقراري جامعهاي دموکراتيک و اکولوژيک بکار ميگيرند, ميباشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 12:42 توسط آشتی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 12:38 توسط آشتی |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 12:36 توسط آشتی |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 12:35 توسط آشتی |
|
![]() پ
29 Jun 2007 - 19:45 عملیات فدایی رفیق زیلان نشان از قانون دوستی، عشق و داستان زندگی با رهبر آپو است كه در مقابل توطئهای كه علیه رهبر آپو و خلقمان در جریان است. در سالروز شهادت رفیق زیلان یاد تمامی شهدای میهن را گرامی میداریم و در مقابل آنها سر تعظیم فرود میآوریم. این راه شهیدان میباشدكه برای ما فلسفه زندگی را ارایه كردهاند. رفیق زیلان علیه توطئهها و حملات دشمن كه علیه رهبر آپو در جریان بود و هدف اساسی آن امحای رهبری و انكار هویت خلق كرد بود، چنین عملیات فدایی را انتخاب نمود. عملیات رفیق زیلان اعتراضی علیه جهانی است كه از سیاستهای انكار و امحا پیروی میكند. فراخوانی است برای حفظ هویت ملی و فرهنگی و دفاع از حقوق زنان. عملیات فدایی گونهاش مبانی زندگی راستین را از لحاظ فكری، روحی و معنوی اساس گرفته و برای جامعه كرد و انسانهای زیردست، سرچشمه زندگی نوینی میگردد. در تاریخ آزادیخواه كردستان، رفیق زیلان برای ما اسوه قوانین زندگی میباشد كه همه ما نیز مطابق آن گام برمیداریم. در تاریخ جنبش آزادیخواه خلق كرد زیلان به معیار زندگی مبدل گشته است. عمیلات رفیق زیلان اعتراضی است در مقابل سیستم مردسالاری كه سیستمی دور از عدالت، دموكراسی و برابری بوده و همچنین ایجاد خطمشی واقعی جهت تاسیس جامعهای نوین بوده و جوانان زنان و دیگر اقشار جامعه را به سوی درك چنین خطمشی فرامیخواند. ملحق شدن زیلان پهپوله از شرق كردستان به صفوف گریلا در واقع نتیجه تاثیرگذاری عملیات فدایی رفیق زیلان در میان زنان كرد است. رفیق زیلان در چارچوب عشق و قوانین زندگی كه در شیوه زندگانی و عملیات فدایی رفیق زینت كناجی(زیلان) سوگند یاد میكند و در صدد است با شناخت چنین زندگی به حقیقت زندگی آزاد دست یافته و با هویت خود پیرو چنین خطمشی میشود. زیلان پهپوله حلقهای از زنجیره زیلانگونه زیستنهاست. زیلان پهپوله در جامعهای فئودالی ـ مذهبی بدنیا آمده كه این جامعه به علت احاطه شدن در دگماهای دینی از احساس و اراده تهی گشته است. عملیات رفیق زینب كناجی تاثیر زیادی بر رفیق زیلان پهپوله نهاد و او را عاشق چنین زندگی نمود. بدین ترتیب در مسیر زندگی آزاد گام بر میدارد. اگر ما ویژگیهای شخصیتی زیلان را در خود برجسته نسازیم نمیتوانیم نماینده تاریخ و مبارز خطمشی رهبری باشیم. همچنین گامبرداشتن در مسیر آزادی و دموكراسی تنها با پیوند به ایدئولوژی رهایی بخش زنان امكان پذیر است. مرحلهای كه در آن بسر میبریم، مرحلهایست كه فدایی بودن را میطلبد. البته نه عملیاتی كه منجر به امحای جسمانی شود، بلكه همچون فدایی بودن رفیق زیلان پهپوله. یعنی در مقابل سیاستهای سیستم الیگارشی و تئوكراتیك كه میخواهند روح فرد را تسخیر سازند و وی بیاراده را كنند، لازم است كه در مقابل آن با ارادهای آزاد و پولادین برخورد نماییم. یعنی فدایی بودنی از لحاظ فكری و انقلاب ذهنی ـ وجدانی و روشنگری. همچنین پایبندی به خطمشی رهبری، شهدا وخلقمان. در این مرحله وظیفه اساسی و مهم بر عهده زنان است تا قیامهای دموكراتیك را پیشاهنگی نموده و سازماندهی زنان را گسترش دهیم. هركس برای رهایی از تاثیرات سیستم قرون وسطایی و ذهنیتی فئودال ـ دگماتیك و معیارهای زندگی خردهبورژوا، لازم است كه اقدامات پراكتیكی در چارچوب ایدئولوژی آپوئیسم برای زندگی نوینی باشد. فعالیتهای آزادیخواهی زنان لازم است كه مبتنی بر نیروی ذاتی آنها بوده كه آن نیز لازمه درك صحیحی از عدالت و دموكراسی راستین است. رفیق زیلان دركی عمیق از تاریخ سرزمین مزوپوتامیا داشت كه مهد تمدن الهههای زن بوده و نقش تاریخی خویش را ایفا نمودهاند. عملیات رفیق زیلان در مقابل سیستم امپریالیسم و نهادهای نظام مردسالاری ضربهای مهلك میباشد. بعلت اینكه این سیستم، عشق، زندگی و آزادی را به خفقان كشانیده طبیعتا ارمغان وی برای زنان تنها سركوب جنسی، روحی و روانی میباشد. معنابخشی به عملیات رفیق زیلان بسیار دشوار میباشد. عملیاتی است در مقابل سیستمیكه از طریق غریزه جنسی پیشپاافتاده، روح انسانها را تسخیر نموده و نیروی ذاتی را از آنها سلب كرده و هیچ ارتباطی به سیستم آزادیخواهی كه رهبری برای ما به ارمغان آورده، ندارد. عملیات رفیق زیلان ردكردن چنین سیستمی است. هر انسانی كه در محدوده چنین ایدئولوژی گام برداشته و آنرا راهنمای فعالیت سازمانی خود قرار دهد، میتواند نمایندگی چنین خطمشی را برعهده بگیرد. از تمام زنان و جوانان دعوت میكنیم كه با تمام نیروی خویش با اشكال مختلف و با روحی سرشار از حس مقاومت و مبارزهطلبی همچون رفیق زیلان، افكار و پراكتیك خود را با رهبر خلق كرد رهبرآپو پیوند داده و این هم با نیروی اندیشه، ایمان، عدالت و معیارهای شخصیتی دموكراتیك است كه میتواند خود را به سمبل دوستی، رفاقت، زیبایی و بدست آوردن وجدانی علمی كه سرشار از امید برای آینده انسانیت است گام برداشته كه بغیر از آن از به قبول هیچگونه افكار ضد انسانی تن در نداده و راه آزادی و دموكراسی راستین نیز از این خطمشی گذر مینماید. ـ ادامه راه شهیدان و خطمشی زیلان و بیرتانها معیار مبارز و فلسفه زندگی ماست ـ زنده باد معمار آزادی، رهبر آپو ـ نابود باد هرگونه استعمار و ذهنیت استثمارگر ـ زنده باد مقاومت خلقها حزب حیات آزادکردستان PJAK اتحادیه زنان شرق كردستان YJRK 29-06-2007 |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 12:33 توسط آشتی |
|
ههوال نیوز: آمحمدصدیق کبودوند رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان از سوی دستگاه قضایی بازداشت و راهی زندان شد.
روز یکشنبه 10 تیرماه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی آقای کبودوند را در محل کارش که یک موسسه مالی میباشد بازداشت و پس از مراجعه به منزل ایشان در تهران و توقیف اموال شخصی وی ایشان را به بند 209 زندان اوین انتقال دادند . هنوز علت بازداشت رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بطور رسمی اعلام نشده است. یادآور می شود سال گذشته یک دادگاه در سنندج، رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و مدیر مسئول پیام مردم را به یک و نیم سال حبس تعلیقی، 5 سال محرومیت از روزنامه نگاری و ممنوعیت انتشار پیام مردم محکوم کرده بود.
دادگاه تجدید نظر استان طی سال جاری ضمن تایید حکم مذکور، حبس تعلیقی را به یک سال حبس تعزیری تغییر داده بود. لازم یه یاد آوری است که ماموران امنیتی که لباس شخصی به تن داشتند از منزل ایشان تلفن همراه، 3 دستگاه کیس کامپیوتر بیش از صد جلد کتاب، سی دی و عکسها و فیلمهای خانوداگی و مدارک شخصی و غیره را با خود بردند. قای |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 12:29 توسط آشتی |
|
|
افشاگری یکی از اعضای سازمان دفاع ازحقوق بشر کردستان شاخه ماکو
اینجانب پوریا مفرح از اعضای حقوق بشر شکنجه ها به حدی بودند که بعضی ها از هوش می رفتند حتی طبق اظهارات بعضی از بازداشت شدگان زیر 18 سال میگفتند که به ما تجاوز هم شده است حتی یکی از زندانیها به نام احمد عیسی زاده که در جریان این درگیریها زخمی شده بود با حال زخمی او را به زندان آورده بودند در ضمن ماموران نیروی انتظامی با فحش به اوجالان از بازداشت شدگان می خواستند که به اوجالان فحش بدهند بعد از این شکنجه ها در بازداشتگاه و گرفتن بازجویی از زندانی ها ما را به زندان ماکو انتقال دادند در زندان ماکو نیز با شیوه های گوناگون ما را مورد شکنجه قرار میدادند به هیچ زندانی پتو ندادند همه در روی زمین می خوابیدند همه مریض شده بودند همه سرما خورده و گلو درد گرفته بودند . هر روز از ما دو بار بازجویی می گرفتند حتی خانواده های ما نیز از ما خبر نداشتند تلفن زندان را نیز قطع کرده بودند و ممنوع الملاقات بودیم و در آخر در ساعت 3 نیمه شب عده ای از ما آزاد کردند و الان از کل زندانی ها تعدای هنوز هم در زندان هستند تقریبا 30 نفر هنوز در زندان هستند در ضمن 19 نفر نیز یک روز قبل از تظاهرات توسط ماموران اطلاعات در خانه هایشان دستگیر شده بودند که اینها هم در زندان ماکو بودند و با قرار وثیقه 7 میلیون تومانی آزاد شدند . در ضمن در جریان این تظاهرات 9 نفر کشته وبیشتر از 30 نفر نیز زخمی شدند که الان عده ای در خانه های بعضی از اقوام بصورت مخفیانه تحت معالجه قرار دارند و تمام دکتر های کرد این شهرستان تحت نظارت اطلاعات می باشد که این زخمی ها را معالجه نکنند بنده به یک مورد دیگر نیز اشاره کنم که در جریان دستگیر شدگان ترک های شهر یولاگلدی نیز هر کردی را که به خیابان می آمدند به ماموران نیروی انتظامی معرفی می کردند و می گفتند که اینها در تظاهرات شرکت داشتند و با سنگ به سرشان می زدند. البته بجز 19 نفر همه زندانیان در روز پنج شنبه 83/11/27 دستگیر شده بودند.
اسامی تعدادی از زندانیان کمال پروینی حسن عمو زاده علی عمو زاده پوریا مفرح حسن حسو زاده عیسی آگوشیده رستم ارکیا جهانبخش بروکی میلان حسین جوان جعفر دلایی میلان موسی عجمی جمال عجمی ادریس اشنود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 16:25 توسط آشتی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 16:15 توسط آشتی |
|
|
هشتمين سالروز توطئه بينالمللي15 فوريه براي خلق کرد بسيار حساس و مهم ميباشد. مبارزه علمي و مقارمت ايدئولوژيکي رهبر آپو كه در محتواي خود پيشاهنگ چارهيابي معضلات از راه صلحآميز و دموکراتيک مساله کرد و آفريدن آتمسفر برادري خلقها بوده, از رشد و توسعه جنگ و خونريزي و اختلاف خلقهاي منطقه جلوگيري نموده و پايههاي اصلي اين توطئه را خنثي ساخت. از طرفي ديگر, شاهد همهگونه فداکاري خلقمان بوديم که با اشعار "بدون رهبرآپو زندگي هرگز" و "رهبرآپو اراده آزاد خلق کرد است" هيچگاه نياسوده و رهبر و جنبش آزاديخواهش را تنها نگذاشته است. اين مهم, به معناي خنثيسازي ماهيت اين توطئه بود که قصد داشتند ميان پيوند رهبر آپو و خلق کرد ايجاد شكاف نمايند. اما دشمنان خلق کرد که تمام سياستها و راهکارهاي پليدشان با شکست مواجه و خنثي گشتند, دست به اجراي کنسپتي تازه زده و اينبار, "چارهيابي مساله کرد بدون رهبرآپو و PKK " را در پيش گرفتند. همچنين, سيستم امرالي كه با پيشاهنگي تركيه و اكثر نيروهاي منطقهاي و جهاني بر رهبر آپو تحميل ميشود، رهبر آپو و در شخص وي هم, هويت سياسي و اراده خلق کرد را با ايزولاسيون و خطر نابودي روبهرو ساخته است. رهبرآپو با شکنجه و تهديد امحاي جسماني مواجه شده و تمامي دنيا نيز نظارهگر آن هستند و در قبال آن داراي موضعي مارژينال بوده و سکوت اختيار ميكنند.
وضعيت دشوار و نگرانکننده رهبرآپو و سياست فريبنده و غيرشفاف در مورد شخصيت ايشان و مساله کرد و همزمان, تهاجمات رژيم ترکيه و تصميمات اخيري که بهمعناي اعلان جنگي همهجانبه ميباشد, در ميان خلقمان حساسيتي بسيار بزرگ را بهميان آورده است. استقبال خلقمان با عمليات و قيام در جهت محکومکردن توطئه 15 فوريه و جانبداري از رهبر آپو بهعنوان اراده سياسي خلقکرد بينظير و فراگير بود. قيام يکپارچه خلق کرد در هر چهار بخش کردستان, اکثر کشورهاي اروپايي, روسيه و کشورهاي آسيايميانه و اغلب کشورهاي خاورميانه همراه با موضع وهدفي مشترک که آن نيز, محکوم کردن توطئه بينالمللي و جانبداري از رهبر آپو و هويت و آزادي خلق کرد بود, خود, رفراندم باشکوه و اثبات اين حقيقت است که هر فرد کرد "بدون رهبر آپو, زندگي هرگز" را بر سر زبان راند؛ در عينحال، به معناي خنثيکردن سياستي است که چارهيابي مساله کرد بدون رهبر آپو را به خلق کرد تحميل ميکند و موضعگيري و ايستار يکپارچه خلق کرد است بهنحويكه همواره نشان داده که تنها راهحل مساله کرد و استقرار صلح و دمکراسي در منطقه از امرالي ميگذرد. خلق کرد در شرق کردستان, داراي پيوند ناگسستني و عميقي با رهبر آپو ميباشد. از بهاسارت درآمدن رهبر آپو در 15 فوريه 1999, اين خلق, بيش از هر کسي پي به اين مساله برد که اين رويداد سياه به معناي نابودي اراده و حيات آزاد است. براي همين بلافاصله و به شيوهاي شگفتآور به پا خاست و جوابي تاريخي را داد و با موضعي يکپارچه تا درجه شهادت پيوندياي روحي, ايدئولوژيکي و علمي با رهبر آپو و فلسفه و خطمشياش برقرار نمود. اين مهم, رفراندم پذيرش و عجينگشتن با رهبر آپو و خيزشي تازه و تاريخي در مبارزات آزاديخواهي بود. 15 فوريه 2006 براي خلق کرد در شرق کردستان داراي معناي متفاوتي است. يکبار ديگر, شرق کردستادن در قبال وضعيتي حساس رهبر آپو با خيزشي ديگر, از ايشان جانبداري ميکند. دگرباره همراه با شهادت و خون برميخيزد. در جهت حفظ اراده و هويت آزاد خود از هيچ چيزي فروگذار نيست. اين تصادفي نيست که دشوارترين شرايط رهبر آپو از حيث سياسي و جسماني يکبارديگر يادآور جنبه و بعد امحاگر توطئه است و اين وضعيت حساس ايشان, اين بار هم با شهادت و خون از آن جانبداري ميشود. اين, رفراندم ديگريست که رهبر آپو را بعنوان اراده سياسي, مفهوم و فلسفه آزادي خلق کرد ميپذيرد و به گوش جهانيان ميرساند. تصادفي نيست که 15 فوريه 2006 در شرق کردستان به رفيعترين درجه خود ميرسد و حقيقت و روح عمليات جانفشانه شهيد "ويان سوران" در شرق کردستان همچون يک خطمشي, عملا پيروي ميگردد. PJAK خود نيز, محصول همان خيزش تازهاي است که 15 فوريه 1999 در ميان خلقمان در شرق كردستان آفريده شده است. در حال حاضر PJAK نمايندگي ايدئولوژي, سياست و تشکيلات جنبش آپوييستي در شرق کردستان را بر عهده دارد و در صف مقدم, از ارزشها و دستاوردهاي آن پاسداري مينمايد. اين قيام باشکوه نيز بهمعناي پيوندي محکم ميان خلق و حزبمان است که براي بسط و گسترش فلسفه آپوئيسم در شرق کردستان مبارزه ميکند. خلق کرد در شرق کردستان از همان ابتداي ماه فوريه با احساس مسووليتپذيري قابل تقديري دست به تدارک و انجام عمليات زده و در شهرهاي ماکو, پلدشت, بازرگان, شوط, يولاگلدي, اروميه و مناطق پيرامونش و همزمان در مهاباد و پيرانشهر و کرمانشاه, مريوان, سنندج, دهگلان,کامياران, قروه و شهرها و مناطق ديگر به اوج خود رسيد. در ماکو, شوط و بازرگان تا به حال 9 نفر به شهادت رسيدهاند و هزاران فرد توسط نيروهاي رژيم دستگير شدهاند. عمليات و قيامها با جوش و خروشي عظيم ادامه دارند. نيروهاي رژيم جمهوري اسلامي در مقابل تلاش و قيامهاي خلق کرد, يک بار ديگر فشار و سرکوب را در پيش گرفته و با آتش و اسلحه جواب خلق را دادند. تيراندازي به افراد مدني که طي آن, تابحال 9شهيد و دهها تن زخمي گشتهاند, دستگيري جمعي مردمي و شکنجه بيشاز حد آنان, بهکارگيري چند نوع اسلحه سنگين در سرکوب افراد مدني, کشاندن جنازه شهيدان بر روي خيابان, بهشهادترساندن زخميها و مانعسازي در برابر مداواي آنها, نشانهگرفتن زن و حتي کودک, فقط و فقط يک معنا دارد که آنهم "اعمال ترورآميز دولت" است که رژيم جمهوري اسلامي ايران عليه خلق کرد اعمال ميکند. لازم است بدانيم که اين قيامها داراي ماهيت بسيار عميقي هستند, موضعگيري خلق است در مقابل سياست و همپيماني رژيمهاي ترکيه و ايران عليه جنبش آزاديخواه خلق کرد, حملات نظامي به گريلا و دهها نشست که در مناطق مرزي هر دو کشور در اين چارچوب انجام گرفتند. اين عملياتها در جهت محکومکردن تمامي فشار و سرکوبهايي است که نيروهاي رژيم عليه خلق منطقه اعمال ميکنند. با اين روال, مشخص است که سال 2006 براي خلق کرد سالي سرنوشتساز ميباشد و لازم است خلقمان با هوشياري از آن استقبال نمايد و عملياتها و مبارزات دموکراتيک خود را گسترش دهد. خلقمان لازم است بداند که بدون پشتيبان نيست بلکه جنبش آزاديخواه و خلق کرد در همه بخشهاي کردستان پشتوانه و تکيهگاه وي ميباشند. خلقمان بايستي متحد و يکصدا در تمامي شهرها و مناطق شرق کردستان, شهيدان و خلق بهپاخاسته, پشتيباني نموده و عملياتهايشان را گسترش دهند. همچنين لازم است که از شهيدان 15فوريه 2006 جانبداري بينظيري را انجام داده و در هر جايي, مجلس و مراسم باشکوهي را ترتيب بدهيم. نهادها و سازمانهاي مدنيـ سياسي و حقوقي بهخصوص رسانههاي کردي در ديگر بخشهاي کردستان را فرا ميخوانيم که از عملياتهاي خلق شرق کردستان پشتيباني نموده, در برابر جمهوري اسلامي سکوت اختيار نکرده و بيموضع نمانند. احتمال ميرود عاملان رژيم در عملياتهاي دموكراتيك خلق دست به اخلالگري و تفرقهاندازي بزنند. از اينرو, به اطلاع تمامي خلقهاي ايران بهويژه خلق آذري ميرسانيم که خلق کرد خواهان صلح و برادري است و با ديگر خلقها, آيينها و مذاهب هيچ مشکلي ندارد. از اين حيث, اميدواريم که شما نيز از حقوق مشروع خلق پشتيباني نماييد. خلقمان با اعمال اخلاگرانه رژيم آگاهانه برخورد نمايند و هوشيار باشند که نيروهاي سپاه پاسداري و اطلاعات و تا حدودي مزدوران کرد, آنها را بيشتر مورد هدف قرار ميدهند. براي همين لازم است که از خود دفاع و پاسداري نمايند. ما همچون PJAK, عمليات و قيام خلقمان را گرامي و معظم دانسته و خود را مديون, خدمتکار و بدهکار آنان ميدانيم. ما نيز همراه شماييم, تحت هر شرايطي از شما پشتيباني نموده و ميگوييم سال 2006 براي خلقمان بسيار مهم و حساس است. بر اين اساس, تمامي گروهها و اقشار خلق شرق کردستان را فرا ميخوانيم. سطح مبارزات و مقاومت خود را گستردهتر نمايند؛ زنان و جوانان مثل هميشه لازم است پيشاهنگي اين مرحله را بر دوش بگيرند. ما ميگوييم بايستي با گرمي و شور و هيجان قيام به استقبال نوروز رفته و نوروز 2006 را به نوروز رهبر آپو مبدل نماييم. با شعار آزادي براي رهبر آپو لازم است در سال 2006 هر کردي تحت هر شرايطي, از انجام هر آنچه را که در توان دارد, دريغ نورزد. زندهباد رهبر آپو زندهباد خلقي که مصمم است "بدون رهبر آپو, حيات هرگز" ممکن نيست، زندهباد PJAKََ شهدا جاودانهاند نابودباد توطئه بينالمللي، نابودباد خيانت و تسليميت مجلس حزب حيات آزاد کردستان PJAK |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 16:13 توسط آشتی |
|
|
برای زنان میهندوست ایران و شرق کردستان هفتمین سالگرد واقعه شوم 15 فوریه را به صلح و آشتی بسط و گسترش کنفدرالیسم دمکراتیک برای تمامی خلق شرق کردستان و خلقهای خاورمیانه با پیشاهنگی زنان مبدل نماییم. 7 سال انزجار و گوشهگیری برابر است با 7 سال دربندکردن اراده ملیونها کرد. دشمنان خلق کرد 7 سال در تلاشند تا آسمان آبی حیات این خلق را تیره و تار نمایند.آنان در پیآنند که خورشید این آسمان، دیگر طلوعی دوباره ننماید تا انسانیت به کوره راه جاهلیت و نادانی بیفتند، اما نمیدانند که پرتو نورانیش در لابهلای میلههای زندان امرالی ظهور خواهد کرد و امرالی را هم نوری تازه خواهد بخشید. به مناسبت هفتمین سالگرد توطئه بینالمللی علیه رهبر کوما کومهلانی کردستان و خالق آزادی زنان "رهبر آپو" درود صمیمانه خود را به ایشان, تمام شهدای راه آزادی و شهدای 26 بهمن (15 فوریه) و سوم اسفند و تمامی خلقهای کرد و زنان آزادیخواهی که علیه واقعه شوم 26 بهمن به پا خواسته و نفرت و کین و اعتراضات خود را به آن نشان دادند, فرستاده و پایبندی ناگسستنیمان را به راه آنها ابراز میداریم. خلق کرد در طول تاریخ همیشه در برابر سیاستهای آسمیلاسیون, امحا, انکار و... که از طرف دول حاکم بر آنها تحمیل شده, بیصدا نماندهاند و قهرمانانه بر علیه این سیاستها به مجادله و مبارزه پرداختهاند اما در مقابل آن با سرکوب, ژینوساید, آسمیلاسیون فرهنگی، ترور، توطئه و... مواجه شدهاند. خلق کرد چون هیچوقت حامی و پشتیبان فکری و ایدئولوژی نداشته که بتوانند در مبارزات خود به نتایج مثبتی دست یابند برای همین همیشه یا بینتیجه یا در نیمهراه دست از مبارزه کشیدهاند. اما با زایش PKK به رهبری "رهبر آپو" همچون حرکتی که توانست پابهپای خلق ستمدیده کرد به پا خیزد و صدای ملت کرد را به گوش جهانیان برساند که این نکته همچون شوکی لرزه به جان دولتهای حاکم و استعمارگر انداخت که موجب سرکوب و حاکمیت هر چه بیشتر خلق کرد گشت. این سرکوب و آسمیلاسیون مداوم پیامد توطئه بینالمللی 15 فوریه که بزرگترین و دامنهدارترین توطئه تاریخ انسانیت است را به دنبال آورد. توطئه 15 فوریه 1999 در واقع، رویدادی غیرمنتظره برای حرکت، خلق کرد و تمامی زنان بخصوص زنان کرد که تمامی امید خود را در شخصیت "رهبر آپو" میدیدند، بود و با این عمل خواستند که برای بار دیگر تاریخ خلق کرد را در شخصیت رهبر آپو تکرار نمایند. کلیه دول کاپیتالیستی و حاکم در منطقه به خیال اینکه با دستگیری "رهبر آپو" خواهند توانست به ادامه حرکت آزادیخواه خلق کرد و زنان که جانی دوباره یافته بودند، پایان ببخشند, دست به چنین توطئهای زدند، اما رهبری همچون پاکت بمبی در دست رژیم ترکیه مانده بود, اگر چه ابعاد متعددی از این توطئه شوم با مقاومتهای "رهبر آپو" در زندان انفرادی و اعتراض و مقاومتهای خلق کرد در کردستان و اقصینقاط جهان خیالهای دول حاکم و آرتیستهای سناریوی این توطئه را نقشبرآب و چهره واقعی آنها را نمایان ساخت, اما با درک بهتر و عمیق آن ضرورتی تاریخی قلمداد میگردد. هر روز از این واقعه سیاه را که پشتسر میگذاریم, فشار، ایزولاسیون و تجرید بر"رهبر آپو" روبه افزایش میرود و به 7 سال سلول تکانفرادی بسنده نکرده که انزوا در انزوا را بر "رهبر آپو" تحمیل نمودهاند و با هرچه نزدیکتر شدن به این تاریخ وحشتناک به این انزوا وسعت بیشتری میبخشند و سعی بر امحای فیزیکی و اراده 50 میلیون خلق کرد را دارند، اما باید این نکته را بخوبی درک کرد که "رهبرآپو" با اعلام کنفدرالیسم دمکراتیک و ارائه راهحلی برای تمامی خلقهای خاورمیانه و تمامی زنان و پیشاهنگان این راه، همچنین ادعای آشتی و آزادیخواهی، نقشه و طرح حاکمان و منکران کرد و انسانیت را برملا ساخته و چهره واقعی مدعیان دمکراسی, برابری و صلح را افشا نمودند, خلق کرد را حیاتی نوین بخشیده و هویت واقعیشان را هویدا ساخته و به وی شناساندند. هویت و تاریخ نانوشته زنان که طی هزاران سال است که مدفون شده را "رهبر آپو" نمایان ساختند. ایشان نظام وساختار مردسالاری را که هر جنبهاش برای زن مرگبارتر و خفقانآورتر از بیهویتی بود, متلاشی نمودند. هرچند دشمنان استعمارگر خلق کرد و زنان در صدد بودند که با دستگیری رهبر آپو امید زن را شکسته و بار دیگر یوغ بردگی برگردن آنها بیفکنند و اراده آنها را از بین ببرند اما "رهبر آپو" با تأسیس PKK و جنبش رهایی و آزادی زن به والاترین حامی آزادی زن و حقوق بشر و برجستهترین نماینده دمکراسی و سوسیالیسم ارتقاء یافته و تمام ابعاد و خصوصیات آن را در شخصیت خود متجلی ساختند. صدها جوان اعم از دختر و پسران کرد, ترک, عرب, فارس, آلمان, روس و... در راستای پاسخگویی به این توطئه و گسترش و تعمیم خطمشی انترناسیونالیستی "رهبرآپو" جان خود را با شور و شوق فراوان فدا نمودند و همچون سپری بر علیه دشمنان انسانیت قرار گرفتند و حتی در این راستا هزاران جوان دیگر همچون شهدا " زیلان, بریتان, سماء, روناهی, بریوان, برمال, روشن, ویان، تایهان, ژهات, فلات و دهها جوان دیگر که ذره ذره جان خود را سوزانده و فدای رهبر آپو و خطمشی ایشان نمودند به این معنا بود که هیچ وقت نتوانستند تن به خیانت و تسلیمیت بدهند و همچون نمادی جاودانه گشتند و سنبلهای پایبندی به "رهبر آپو" و مقاومت علیه سیاستهای انکار, امحاء، ایزولاسیون, تجرید, آسمیلاسیون که بر ایشان تحمیل میشود، خلق کرد و زنان میباشند. مقاومتها و اصرارهای پیدرپی خلقمان در شرق کردستان در طول این 7 سال بر علیه توطئه بینالمللی و در راستای آزادی "رهبر آپو" در 26 بهمن و سوم اسفند ماه بیانگر درک عمیق و پایبندی راستین به ایدئولوژی آپوئیسم و تأکید بر خنثی سازی خیالات و توطئههای دشمنان خلق میباشد. دیگر خلقمان واقعیتها را به خوبی درک کرده که با تحمیل انکار, امحاء و آسمیلاسیون و حتی با دستگیری رهبر ملی "رهبر آپو" نمیتوان مشکل خلق کرد را حل و مانع از پیشرفت این حرکت شد و با فشارهای وارده از طرف رژیم بر "رهبر آپو" و خلق کرد هم در شرق کردستان و هم در دیگر بخشهای کردستان و خارج از میهن بیشتر به عمق این واقعیت پی بردند. دولتهای حاکم و سرکوبگو بویژه جمهوری اسلامی دیگر نخواهد توانست با سرکوب قیامها, اعتراضات مردمی، تحتنام اسلام سرکوب زنان، به زندان انداختن جوانان و به شهادت رساندن آنها خلق را راضی کرده و از پای بنشانند. در هیمن راستا بر تمامی خلقهای خاورمیانه و شرق کردستان, بویژه زنان است که وظیفه تاریخی خود را در قبال خنثیسازی همه جانبه توطئه بینالمللی 26 بهمن (15 فوریه) با روح مبارزهجویانه و مصرانه 15 فوریه 1999 به جای آورند و دست دشمنان را از سر "رهبر آپو" و خلق کرد کوتاه کرده, در راستای آزادی رهبر آپو و شرایط تندرستی و سلامتی ایشان تلاش نمایند و حتی از راههای حقوقی اقدام در راستای برقراری حق و حقوق عادلانه رهبر آپو نمایند و با گسترش فعالیتهای دمکراتیک و اعتراضات مردمی, نافرمانیهایمدنی خود در مقابل شکنجه و انزوای رهبری بیصدا نمانند. از اینرو با ورود به هفتمین سال توطئه پلید 15 فوریه تمام زنان ایرانی و شرق کردستان، اقشار روشنفکر، طرفداران و حامیان حقوق بشر را دعوت مینماییم که اعتراض و موضعگیری خود را در این روز سیاه و پلید با نصب عکس و پوسترهای رهبری در کوچه و خیابانها، همایش، تظاهرات، بایکوت، میتینگ و سمینار، تعطیل نمودن بازار کار و مغازه و مدارس، نوشتن شعار و پلاکارت، پخش اعلامیه، پوشیدن لباس سیاه، خاموش کردن چراغ در ساعت معین، روزه سیاسی، زیارت مزار شهداء و خانوادههای شهداء، اعتصاب غذا و... را نشان داده و خشم و اعتراض و نفرت خود را از توطئه بینالمللی و نیز افزایش شکنجه و انزوای تحمیل شده بر "رهبر آپو"، خلق کرد و زنان ابراز داشته و روز 26 بهمن را به روز صلح و آشتی و روز آزادی "رهبر آپو"، خلق کرد و زنان مبدل نمایند. ما هم بعنوان اتحادیه زنان شرق کردستان (YJRK) وظیفه تاریخی خود میدانیم که با حمایت و پشتیبانی همهجانبه از اعتراضات خلقمان و زنان به توطئه بینالمللی پایبندی بیپایان خود به "رهبر آپو" و به آزادی و مقاومت را محکمتر و استوارتر نموده و یاد شهدای 26 بهمن و 3 اسفند را ارج نهیم. زنده باد رهبر کوما کومه لانی کوردستان "رهبر آپو" زنده باد صلح وآشتی و مقاومت نابود باد توطئه، خیانت و مزدوری 4/2/2006 اتحادیه زنان شرق کردستان |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 17:55 توسط آشتی |
|
|
پرده سیاه 15 فوریه روز سیاه تاریخ را بدریم ! به جوانان آگاه و سلحشورمان در شرق كردستان! اکنون پس از 7 سال از سپری شدن توطئهای که بر علیه رهبرآپو در تاریخ 15 فوریه صورت گرفته، با روشنشدن بسیاری از ابعاد و دامنههای گسترده، حقیقت این جنگ نابرابری که با فشار بر رهبری بر خلقمان تحمیل مینمایند، این حقیقت تاریخی را تداعی میکند و به رسمیبودن این ادعا صحه میگذارد که اولین توطئه و جنگی که در تاریخ جامعة طبقاتی مشاهده میگردد بر علیه گروههای اتنیکی کردها بوده است. سیستم سرمایهداری نیز که فرزند این نسل می باشد ژنهای استثمارگرش را از آنجا به ارث برده، لذا اگر این فرزند بدیمن و نحس دیروزی خون آشامترین جانور درندهای باشد که انسانهای امروزی را مثال اختاپوس میبلعد، جای تعجب نیست. در پشت صحنه این بازی تئاترگونه دستهای پلیدی چنان در كارند كه به ذهن هیچ انسانی باذكاوتی خطور نمیکند كه این سناریو اینهمه بازیگر را در خود جای داده باشد. برای درک این واقعیت، لازم است شخصیت رهبرآپو برای هر کسی شناخته شده باشد آن هم تنها در صورتی تحقق مییابد که مسیر زندگی رهبرآپو مورد بررسی قرار گیرد. سیستم سرمایهداری برای پشت سرنهادن بحران اجتماعی، سیاسی، اقتصادیای که بدان گرفتار آمده و برای رفع بحران موجود جامعه در صدد یافتن زمینهای نو جهت خروج از این بنبست برآمده و آن را در منطقة خاورمیانه یافته است. خاورمیانهای که تا به حال با تسلط و اقتدار سیستمهای مرتجع و احزابهای غیرمردمی همیشه به مانند چماقی در جهت سرکوبنمودن اقلیتهای قومی، مذهبی، اتنیکی، دینی، فرهنگی و ... برآمده است.این سیستم تمامی تودههای مردمی از هر قوم و ملت و دین و مذهب و .. را در تحقق اهدافش به کار میگیرد تا هم توانسته باشد آنها را راضی کند و هم اینکه در افكار عمومی تودههای خلق به حملاتش مشروعیت ببخشد. متعاقباً در سناریویی که هم راستا با این تهاجم علیه خلقها، در شخص رهبرآپو به اجرا گذاشته از سویی آمریکا و متحدانش قرار دارند و از دیگر سوی دولتهای واپسگرا و مرتجع منطقه دیده میشوند. در برابر این هر دو نیز ارادة آزاد و هویت نوین و معاصر کرد به پیشاهنگی رهبرآپو قرار داشته که خارج از تمامی معادلات سیاسی، فکری سیستم سرمایهداری است. بدون شک پروژة خاورمیانة بزرگ جهت تحققش با نابودی جنبش آزادیخواهی خلقها و بویژه ارادة آزاد خلقکرد به شیوهای از قبل طرحریزی شده در ارتباط میباشد. این سناریو از طرف دیگر در خاورمیانه بدست دولتهای محافظهكارـ جنگطلب و اقتدارگرا با تکیه بر سیاستهای صدها ساله خود بر علیه خلقکرد و موضعگیریشان در مقابل تغییر و تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... به اجرا گذارده میشود. این دو دیدگاه به شیوهای نه چندان مستقیم در جهت منفعلسازی پارادایم جامعة دمکراتیک و اکولوژیک و آزادیخواهی جنسیتی و راهکارهای غنی برای برون رفت از بحرانهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی است که نظامها و سیستمهای مزبور گریبانگیر آن میباشند و در صدد انحراف و سرپوش گذاشتن بر چنین مسائلی مطابق منافع طبقاتی و ارتجاعی خویش هستند. در سیاستهای محافظهكار و مرتجع منطقهای با مشکل کرد با نگرشی همچون: "اگر خودت را کرد ندانی، مشکل کرد وجود نخواهد داشت"، "هر اندازه تو خودت را از ملت و مذهب حاکم بدانی و اصل خود را انکار کنی، بههمان اندازه مورد قبول واقع میشوی"، "تنها كردی كه ما تعریف میكنیم قابل قبول است"، بر تداوم سیاستهای انکار و آسیمیلاسیون، جنگ و ترور بر علیه پیشاهنگ پارادایم اراده آزاد خلق کرد، رهبر آپو، اصرار ورزیده و بر شدت خشونتهای ملی، قومی، دینی و مذهبی میافزایند. رهبر آپو در مراحل گوناگون، در برابر توطئههای بینالمللی در جهت روشنسازی ابعاد و جنبههای آن با ارائه رهنمودها و شیوههای علمیاش، گامبهگام این دسیسهچینیها را خنثی نموده و خلق و حرکت آزادیخواهش را تنها نگذاشته، بلکه با اصرار بر این ایده خویش برای صلح و آشتی میان خلقها درسخت ترین شرایط مقاومت و مبارزه میکند. علیرغم تمامی سعی و تلاش رهبر آپو در این مسیر، توطئهسازان این سناریو تنها ننشسته بلکه روزبهروز این سناریو را وارد مرحلهای جدیدتری مینمایند. عدم حضور وکلا در دیدار هفتگی و مانعتراشی برای آنان، ندادن روزنامه و کتاب، منزوینمودن رهبر آپو از لحاظ فکری، روانی و اعمال شکنجههای متنوع فیزیکی در این اواخر، نشاندهنده سیاستهای شوم سیستم امرالی است که در برابر رهبر آپو به عمل درمیآورند. خلقمان در مقابل چنین توطئهای هیچگاه رهبری را تنها نگذاشته و جهت پایبندی به خطمشی اراده آزاد از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده است. بهخصوص خلقمان در شرق کردستان که تحت ستم و اعمال سیاستهای ددمنشانه تحمیلیبخشی از این سناریو قرار گرفته است، با پیشاهنگی قشر جوان در 15فوریه 1999 اثبات نمود که شرایط بسیار حساس سیاسی و منطقهای، سرچشمه و الهامبخش اراده آزاد خویش رهبر آپو را تنها نگذاشته و با ازجان گذشتگیهای خویش، این مرحله تاریخی را بهجان خریدند و با اهدای چندین شهید از این بخش از کردستان، پایبندی خویش را مستقیماً به رهبر آپو اعلان نمودند. حال كه هر روزمان یك 15 فوریه است، ما نیز از پا ننشسته و در مقابل آن تمامی تلاش خویش را بكار خواهیم بست. اتحادیه جوانان شرق YCR که خود محصول چنین مرحلهای است با بر عهدهگرفتن چنین میراث ارزشمندی از دستاوردهای این خلق و با مبنا قراردادن مبارزات ملیـ دموکراتیک در تمامی عرصههای مبارزاتی و اقشار اجتماعی در صدد نشر عقاید و افکار رهبر آپو برآمده و خود را سازماندهی نموده است. از این جهت، YCR برای پیشبرد اراده آزاد خلق کرد و دموکراتیزهنمودن جامعه و هویت آزاد جوانان در مقابل سیاستهای توطئهگری، آسیمیلاسیون، جنگطلبی و منفعلسازی پتانسیل جوانی مبارزه نموده و در جهت تحقق این اهداف، از تمامی اقشار جوانان دموکراتیخواه و آزادیخواه بهویژه دانشجویان، معلمان، اصناف، کارگران و دانشآموزان، فرهنگیان، ورزشکاران میخواهد برای موضعگیری و جانبداری از رهبری در مقابل سیاستها و فشارهای موجود در امرالی با انجام عملیاتهای دموکراسیخواهانه و برحق خویش، نافرمانیهای مدنی، روزگرفتن در این ایام، پوشیدن لباسهای سیاه، تعطیلنمودن مدارس، بازار و دکان، خاموشی چراغها در ساعتی معین از شب، این رسالت تاریخی را بجای آورند. با این عملیاتهای خویش روح 15 فوریه 1999 را تجلی بخشیده و با تداوم فعالیتهایمان سرتاسر این ماه را مملو از همبستگی با سایر بخشهای كردستان نماییم و تا آزادی رهبرآپو از پای ننشینیم. همچنین شركت همهجانبه در رفراندم و كمپین امضای حمایت از رهبری از وظایف خطیری است كه در این مرحله برعهده تكتك ما جوانانی قرار دارد كه مصمم ثابت كنیم كه بدون رهبر آپو نخواهیم زیست! نابود باد توطئهگری و توطئهگر! 4 فوریه 2006 |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 19:11 توسط آشتی |
|
|
"تعلق به خلق كرد تلخ است اما گریز از آن نیز نامردی!" رهبر آپو
شكنجه اعمالی بر رهبرآپو تداوم موضع خصمانه در قبال اراده سیاسی خلق كرد است
هفت سال است كه در مورد توطئه بینالمللی علیه رهبرآپو و خلق كرد تحلیلاتی ارائه گشته و كمو بیش ابعاد توطئه، تدابیر رهبرآپو در برابر آن، ماهیت و اهداف و روند آن موضوع بحث محافل بینالمللی و بویژه جامعه كردستان است. "هراس ناشی از دستیابی خلق به هویت خویش"، توازنات بینالمللی دنباله تمدن طبقاتی، طرح صاحبان قدرت جهانی برای كردستان، دنباله "دام كرد"ی كه از آن بحث میشود، دیگر بر همگان آشكار است. لیكن سطحی كه امروزه توطئه به آن رسیده، اعمالی و در حقیقت شكنجههایی كه بر رهبرآپو اجرا میشوند، روندی كه دولت تركیه به نمایندگی از نیروهای سیاه توطئهگر در پیش گرفته، نشان بسیار واضح مواضع خصمانهی مستقیم علیه خلق كرد است. از طرفی شاخصههای كردی در بخشی از كردستان را با اعمال نظر خویش جهتدهی كرده و از طرف دیگر جهت پیشگیری از نیرومند شدن اراده ذاتی خلق از هیچ تلاشی فروگذار نیستند. علی رغم تلاشهای رهبر آپو جهت ایجاد محیطی صلحآمیز، پیروی خلق از ایشان در این مورد، اصرار نهادهای مدنی و احزاب سیاسی نماینده كردها، موضع قدرت در تركیه روندی جنگافروزانه در پیش گرفته و جهت سرایت آن به سایر بخشهای كردستان نیز تمامی امكانات خویش را بكار میگیرد. امروزه بیش از هر زمان دیگر نشانههای امیدبخش در حل مسئله كرد به چشم میخورند. بدون شك پیشرفتهای امروزین در نتیجهی تلاشهای خلق كرد و هزینههایی كه در این راه پرداخت، مبارزات جنبش ملیـ دمكراتیك و كوششهای بینظیر رهبرآپو به دست آمده است. حال دول حاكم بر جغرافیای میهنمان در تلاش برای جهتدهی و تنظیم این رویدادها مطابق منافع خویش هستند. رژیم ایران با سركار آوردن دولت احمدینژاد مهرهای متفاوت و به تبع آن استراتژی جداگانهای را به میدان آورده است. دولت ایران بعد از اینكه از راه دماگوژیهای اصلاحطلبانه خاتمی هشت سال بر عمر خویش افزود اكنون با روی دیگر سكه در پی طولانیكردن عمر خویش است. همگام با دولت احمدینژاد كه نگرشش با برخوردهای نفیگرایانه ی رژیم تركیه در مقطع كنونی مطابقت دارد، تاكتیكهای جنگ ویژه كه از سالهای 1990 به بعد در شمال كردستان از طرف دولت تركیه اجرا شد، امروزه به دست دولت ایران در شرق كردستان به اجرا درمیآید. آخرین اقدامات دولت ایران كه به شكل تخلیه و سوزاندن روستاها، حمله به نهادهای غیردولتی، فشار بر اشخاص متفاوت و كردارهایی با فاعلان مجهول شاهد آن هستیم، موازی و هماهنگ بودن سیاستهای هر دو دولت در برابر كردها را ثابت میكند. اكنون شكنجه اعمالی بر رهبرآپو، دوران مزمن پیش امده در هفتمین سال زندانی ایشان و برخوردهای تحقیرآمیز دشمنان نسبت به خلق كرد، لزوم نظری دوباره بر اعمال خویش و مؤاخذهی اعمال ما به ویژه در برابر رهبر آپو را پیش میآورد. سلول انفرادی كه رهبر آپو در آن تحت شكنجهای مستمر است برایمان به معنی یك حمله همهجانبه بر موجودیت خلق كرد و ارزشهای فرهنگی و اجتماعی آن است. منزوی ساختن رهبرآپو در انزوا قرار دادن خلق كرد است. سخن و ظاهر هرچه باشد، حقیقت مسئله این است. كردها راهحل مسائل خویش را خود تعیین مینمایند اما این مورد تحمیلی، فشار جهت پذیرش نگرشی دشمنمحور و منطبق با منافع آنان و بدور از حیثیت ملی و ارزشهای خلقی و دمكراتیك است. بدین سبب باردیگر لازم به تاكید است كه رهبرآپو سمبل مقاومت، موجودیت، سیاست، اراده، فرهنگ و ارزشهای خلقی و تاریخی خلق كرد است. اعمال دور از انسانیت اجرا شده بر ایشان مغایر با تمامی نرمهای بینالمللی، حقوقی و فراتر از آن انسانی و اخلاقی است و به هیچ وجه قابلقبول نیست. نهادهای حقوقی جهان، كمیته بینالمللی پیشگیری از شكنجه، پزشكان بدون مرز و هر نهاد مدافع ارزشهای اومانیستی و حقوق بشر باید در مقابل این سیاست پلید ساكت ننشسته و موضعگیری نمایند. خلق كرد نیز با نگاهی دوباره به ابعاد تاریخی، فكری، سیاسی و فرهنگی توطئه بینالمللی و شكنجه اعمالی بر رهبرآپو با شعار "گاه سخن بسر رسید، هنگام عمل است" در اعتراضات خویش برعلیه توطئه و پشتیبانی و پیروی از رهبرآپو تجدیدنظر نموده و با بلند كردن اعتراضات خود و عمیق كردن و همهجانبه نمودن پیروی فكری و عملی از رهبرآپو مرحلهای نوین را در مبارزه جهت آزادی ایشان آغاز نمایند. خلق كرد در شرق كردستان با گذشته درخشانشان در اعتراضات و تظاهراتهای 15 فوریه سال 1999 و نتایج حاصل از آن، مجددا با رویآوری به جو آن دوران 15 فوریهای دیگر را رقم خواهند زد. درك و فهم پارادایم نوین رهبری در نگرش به جهان، ادراك حقیقی معضلات خلقی، دیدن و تشخیص آفتهای ایدئولوژیك جریانات فكری منحرف و ناكافی مبتنی بر ملیگرایی وارداتی و ابتدایی، بجای آوردن وظایف خویش همچون انسانی معاصر و كردی آزاد جنبه ایدئولوژیك و عملی پشتیبانی حقیقی از رهبرآپو را تعیین خواهد كرد. در كنار این جهت افشای اوضاع غیرانسانی تحمیلی علیه رهبرآپو و برطرف نمودن ایزولهی ایشان و آزادیشان؛ تكتك كسانی كه خویش را كردی شرافتمند میخوانند و خواهان حیاتی انسانی و معاصر هستند، باید از انجام هرنوع اقدامی در این جهت به دور نمانده و با درك عمیق اوضاع میهنمان و رهبر آپو وظایف خویش را بجای آورند. با یادآوری یاد و خاطره شهیدانی كه جهت حمایت از رهبرشان جان خویش را فدا نمودند و با تقدیر و اعلام پیروی قاطع از شهدای امسال كه در این رابطه از به آتش كشیدن وجود خویش احتراز نورزیدند، عمق پایبندی خویش را در اذهان پستی فرو خواهیم برد كه خیال نابود كردن رهبرمان را دارند. شهیدان "توروس، كانی و ویان سوران" كه در روزهای اخیر در اعتراض به شكنجه اعمالی بر رهبرآپو و جهت هشدار به تمامی ما جهت بجای آوردن وظایف خویش بدن خویش را به آتش كشیدند، سمبل مبارزه امسال ما خواهند بود. بویژه رفیق "ویان سوران" كه در مقطعی در مناطق مختلف شرق كردستان در سازماندهی خلقمان تلاشهای ارزشمندی نموده و مهر خویش را بعنوان یك كادر ملی كرد بر آنجا زده است برایمان همچون پیشاهنگی در چگونگی پاسداری از رهبر آپو و شرف و حیثیتمان همیشه در اذهان و تاریخمان جاویدان خواهد بود. وی یك سمبل زن آزاد كرد آفریده شده به دست رهبر آپو است. شركت در رفراندم و كمپین امضای حمایت از رهبری از استراتژیكترین اقداماتی است كه برعهده تكتك ماست. با شركت در این كمپین به دشمنان ثابت خواهیم كرد كه تنها یك گزینه را قبول داریم و آن آزادی رهبر آپو است. در این راستا همچون حزب حیات آزاد كردستان PJAK از اول تا پانزدهم ماه فوریه مرحلهای از تحركات دمكراتیك در پشتیبانی از رهبرآپو را رقم زده و برای استمرار این وضعیت تا آزادی ایشان تمامی نیروی خویش را بكار خواهیم بست. از اقشار مختلف اجتماعی خویش، جوانان، زنان، روشنفكران، دانشجویان، اصناف و همه میخواهیم تا هركس در حوزه خویش جهت ازادی رهبر خویش وظایف انسانی، ملی و دمكراتیك خویش را در رئوس برنامههای زندگی در طی روزهای تعیین شده قرار دهند. به اشكال متفاوت همچون روزه گرفتن، تعطیل مكان شغلی، پوشیدن لباس سیاه، راهپیمایی، میتینگ، سمینار، جلسات و گردهماییهای مختلف، اعتراضات خویش را نشان خواهیم داد. بدین صورت ثابت خواهیم كرد كه "بدون رهبرآپو نخواهیم زیست!"
نابود باد توطئه و توطئهگری و همه نوع خیانت و تسلیمیت! مقاومت حیات است! زندهباد جنبش ملیـ دمكراتیك كردی در شرق كردستان به پیشاهنگی PJAK! زندهباد رهبر آپو! 3 فوریه 2006 مجلس حزب حیات آزاد كردستان PJAK |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 19:4 توسط آشتی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 17:8 توسط آشتی |
|
|
مدت زمان مدیدی بود که همچون شبگردان فانوس بهدست در جستجوی انسان بودم و در پی آن سرک به هر کوچه و بازار میکشیدم. شیدای خیالات و دنیایی از امید بودم. در پیرامونم مادری همچو پروانه میسوخت و میساخت؛ از وجودش نان فراهم میکرد و با تارهای قلبش ساز زندگی را مینواخت. میخواستم عصیانگر باشم ولی کوچکتر از آن بودم که برقصم، رقاصان زیادی را میشناختم که تنها بازیچهای بیش نبودند. و من بازیچه بودن را دوست نداشتم. در خانوادهای که تنها معبود و معبدش "حیثیت" بود، نمیتوانستم به راحتی سبب ننگش باشم، هر چند گاهی اوقات درصدد برمیآمدم تا دیوارهای سکوت چندین ساله قرن سکوت را درهم بشکنم ولی جرأتش را نمییافتم. روزی در خیابانهای یکی از شهرهای کردستان مشغول گردش بودم، احساس میکردم بایستی بار دیگر دستی به غبارهای نشسته بر وجودم بکشم.
سری به یکی از کتابخانههای عمومی زدم، مرد مسنی آنجا بود که گویی سالها در انتظار من نشسته است. بعد از سلام و احوالپرسی گفت: دوست عزیز خوش آمدی، کتابهای تازهای برایمان رسیده، میتوانی یکی را انتخاب کنی و مهمان خودم باشی. کتابی که مورد علاقه من باشد را در میانشان نیافتم. در همین اثنا جوان بلندقدی وارد شد و با صدای متین و با احترام به پیرمرد گفت: کتاب من رسیده؟ پیرمرد جواب مثبت داد و کتابی را که بستهبندی کرده بود تحویل آن پسر جوان داد. بعد از رفتن او به پیرمرد گفتم: جوان با شخصیتی بود، نه؟ پیرمرد گفت: همه جوانان اگر بخواهند میتوانند صاحب شخصیتی خوب و شایسته باشند. برایم خیلی جالب بود که بدانم چگونه میتوان شخصیتی اینچنینی که پیرمرد از آن سخن میگفت بیافرینم. چند دقیقه به فکر فرورفتم. در ابتدا کمی شرم نمودم، به خودم گفتم ترس من است که نمیگذارد صاحب شخصیتی مستقل باشم. با صدای پیرمرد انگار از پرتگاههای نیستی نجات مییافتم؛ به فکر چه هستی جوان؟ اگر بخواهی تو نیز میتوانی آفریننده خویش و راهنمای دیگران گردی، تنها لازم است که بیوقفه کار کنی. داشتم پر درمیآوردم. گفتم: هر کاری باشد حاضرم، با جان و دل حاضرم. پیرمرد گفت: جوان احتیاج به فکر دارد، از قدیم گفتهاند: "کار هر کس نیست خرمن کوفتن، گاو نر میخواهد و مرد کهن". سراپا گوش بودم. گفتم: خوب، چه وقت شروع کنم. جواب داد که همین الان هم دیر است. گفتم: از کجا شروع کنم. پیرمرد گفت: اگر کمی دیگر فکر کنی نقطه شروع را مییابی. خیلی خوشحال بودم، اما نمیتوانستم از پیرمرد جدا شوم. به هر زحمتی بود تصمیم گرفتم از کتابخانه بیرون بیایم، اما نمیتوانستم پس از همه آن صحبتها دستخالی برگردم. گفتم: از آن کتابی که جوان گرفت دارید؟ گفت: بله، داریم. گفتم: اگر لطف کنید من هم یک جلد از همین کتاب میخواهم. پیرمرد فوراً به کتابی که عنوان آن "چگونه باید زیست؟" (از آثار رهبر آپو) بود اشاره کرد. این نقطهای بود برای شروع ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم دی 1384ساعت 12:2 توسط آشتی |
|
هويت مشترک در هر کشوري شهروندي آزاد است مدد سرحد پرتوي از ديدگاه امرالي
مهمترين روز براي زندانيان که درب گفتگوي مستقيم با دنيا بر روي آنان گشوده ميشود, روز ملاقات آنان ميباشد. اگر شما يک زنداني عادي باشيد هر خبر خوب و يا بدي که پيرامون همسر و يا دوستانتان دريافت کنيد بر روحيه و روان شما تأثير ميگذارد.
همچنين ملاقات يک زنداني عادي و معمولي و گفتههايش تنها خانوادهاش را متأثر ميسازد. اما يک زنداني سياسي طبيعتاً يک زنداني معمولي نميباشد. زيرا نماينده و سمبل هدفي خاص و ديدگاهي ويژه است؛ از اينرو هر ملاقات, سخن و هر رفتارش بهعنوان يادداشتي در تاريخ ثبت ميشود. يک زنداني سياسي, اسيري فردي و يا مدعياي شخصي نيست. آنچه که در شخص وي مورد بازخواست قرار ميگيرد, محاکمه دعوي يک خلق است و آنچه که زنداني ميگردد همان ديدگاه توده خلق است. از اين جهت اسارت رهبر عبدالله اوجالان اسارت خلقي و محاکمهاش, محاکمه خلقي است. دادگاهياش, ملاقاتش و گفتههايش مستقيماً و از نزديک با سرنوشت خلق کرد مرتبط است. تقريباً نزديک هفت ماه عدم اجازه ملاقات رهبر عبدالله اوجالان با وکلايش در ميان خلق کرد باعث ايجاد نگرانيهاي جدي گرديد. از اينرو خلق کرد در کردستان و همه نقاطي از دنيا که محل سکونت کردها ميباشد, هر روز در اعتراض به اين روند فعاليتهاي دموکراتيک و اعتراضآميز خود را به نمايش گذاشتند. رهبر عبدالله اوجالان در ملاقات مورخه 30/11/2005 در جواب سوال يکي از وکلايش که ميگويد: "عدم ملاقات شما در مدتي طولاني باعث ايجاد نگراني در خلق ميگردد." چنين جواب ميدهد:"بديهي است که اين منزويسازي در ميان خلق ايجاد نگراني خواهد کرد. خلق بهگونهاي موضع خود را ابراز خواهد نمود." اين نشانگر اين است که احساس مسئوليت نسبت به خلق در رهبري بسيار بارز است و از زاويه شخص به مساله نمينگرد. از ابراز موضع دموکراتيک و هوشيارانه خلق بحث مينمايد. يعني از آنچه که هدف آن درست کردن زمينه پروواکاسيون در ترکيه بوده و ميخواهند با بهکارگيري رهبري, خلق ترک و کرد را رودرروي هم قرار دهند, جلوگيري مينمايد. اما اگر رهبري اين واقعه را تنها بهعنوان مسالهاي شخصي ارزيابي نمايد, موج خشونت بهگونهاي روزافزون در ترکيه و خارج از ترکيه گسترش خواهد يافت. نکته ديگر در اين ملاقات که رهبري آن را بر زبان ميآورد اين است که ميگويد:"آري, بهنظر ميرسد که در ميان اتحاديه اروپا, آمريکا و ترکيه معاهداتي در کار باشند, در ازاي تصفيه کردن شخص من و PKK از ترکيه خواسته ميشود که مطالبات اتحاديه اروپا نظير مساله قبرس, عبادتگاههاي ارامنه و قتلعام تاريخي ارامنه را بهجاي آورد و در ادامه رهبري ميافزايد که:"اگر همچنان بر عدم چارهيابي حل معضل کرد پافشاري شود و امحا تحميل گردد, مشکلات بزرگي را بههمراه خواهد داشت. بهعنوان نمونه بعضي نويسندگان مطبوعاتي امکان برقراري برخي تفاهمات ميان PKK و آمريکا را مطرح ميکنند. اگر دولت ترکيه همچنان گامهاي مثبتي برنداشته و تصفيه را تحميل نمايد, امکان چنين مسايلي نيز وجود دارد. آنچه که بايستي در اينجا درک نمود اين است که آمريکا و اروپا ميخواهند از طريق سوءاستفاده از مطالبات آزاديخواهي و مخالفت خلق کرد در راستاي منافع خويش, از دولتهاي منطقه امتيازاتي را دريافت نمايند. امکان ايجاد چنين چيزي را رهبر آپو به شکل "واکنش PKK جهت حفظ خود" تعريف ميکند. تداوم سياستهاي انکار, نفي موجوديت کردها از سوي ايرانـ ترکيهـ سوريه از لحاظ عيني جنبش آزاديبخش کردي را در مسير انتخاب راهحلهاي گوناگون قرار خواهد داد و اين همان راه حفظ موجوديت ـ البته در هر شرايطي دفاع از اراده ذاتي خلق کرد را مد نظر قرار ميدهدـ خواهد بود. اين در مورد قوانين طبيعت نيز صادق است. هر موجود زندهاي که با طرد و نفي روبرو گردد, در پي حفاظت از خويش ميباشد. ظهور چنين امري را نميتوان با نيات و پيوندهاي ديني تبيين نمود؛ مضافاً اينکه ديگر هيچ نيرويي نميتواند با منطق نيات خوب گذشته و کليات صلاحالدين ايوبي کردها را اداره نمايد. بديهي است که در علم سياست چيزي به نام نيت وجود ندارد. بلافاصله پس از اين ملاقات اتمسفر سياسي ترکيه دگرگون شد. زيرا رهبري رهنمود گشايش مسايلي که در فوق ذکر نموديم را بيان نموده بود. مثلاً بار ديگر اذعان داشتند که: "شهروندي جمهوري ترکيه را به عنوان هويت مشترک قانوني خود ميپذيريم." از سوي ديگر تکرار همين بيانات از سوي اردوغان سبب شد که محافل شوونيستي در ترکيه با دستاويزهايي نظير "از ترکبودن فروگذاري ميشود", به تهاجم عليه سخنان رهبري روي آوردند. بيگمان آنانکه چنين تهاجماتي را ارگانيزه مينمايند همان محافلي هستند که از خون جوانان ترک و کرد تغذيه ميشوند. مگر پيشنهاد رهبري غير از استقرار صلحي پايدار هدف ديگري نيز دارد؟ در اين خصوص بهعنوان نمونه مسايل ايران را ارزيابي مينماييم: در ايران تقريباً هفت الي هشت اقليت بزرگ و کوچک زندگي ميکنند که مذاهب و اديان گوناگوني را در خود جاي داده است. حال اگر ايران را متناسب با اين گوناگونيهاي اتنيکي و ديني تقسيم نماييد, از ايران چيزي بر جاي نخواهد ماند. راهحل ممکن اين است که همه خلقها در چارچوب هويت مشترک"شهروندي آزاد ايراني" گردهم آيند و هويت خاص خود را نيز با بيان تعلقات خاصشان نظير آذري, کرد, بلوچ و فارس حفظ نمايند. يعني هر کس بتواند با حفظ موجوديت خويش در تمام عرصههاي ميهن و در همه زمينههاي سياسيـ اجتماعي بدون هرگونه تبعيضي, مشارکت نموده و مسئوليت کسب نمايد. در اينجا نهتنها راه جداخواهي مسدود ميشود, حتي برعکس فرهنگ همزيستي هزاران ساله خلقها را نيرومندتر ساخته و جامعه را از قيد دگماهاي مانعساز و ارتجاعي مليتگرايي و ديني رها نموده و روزنههاي همزيستي اجتماعياي که در دوران مادها وجود داشته را ميگشايد. در ادامه رهبر عبدالله اوجالان سيستم کنفدراليسم دموکراتيک را تشکلي خارج از ساختار دولت تعريف نموده و سيستم خويش را بهعنوان ابراز وجود و شيوه بيان عناصر اقتصادي, فرهنگي, زيستمحيطي, اداري و ... بهگونهاي دموکراتيک جهت سازماندهي نوين معرفي مينمايند. همچنين خطاب به کساني که در مناطق بوميشان بهنام خلق فعاليت دارند بر ضرورت عدم توقعشان از دولت تأکيد مينمايد:"بايستي هريک از آنها مانند درويشي که مشغول ذکر است, بيستوچهار ساعت کار و فعاليت نمايند, بايستي فعاليتشان صرفاً در راستاي فرستادن سه الي پنج نماينده به مجلس نباشد." آنچه که از اين بيانات استنباط ميشود اين است که بايستي توسعه سازماندهي خلق در همه عرصههاي اجتماعي را سرلوحه کار خويش قرار داد. وگرنه در صورت عدم شکلگيري سازماندهي در بنيه خلق و تنها از طريق چند نماينده در بالا نمايندگي خلق امکانپذير نيست. مادام که آگاهي سازماني خلق در سطوح پايين بر مبناي دموکراسي راديکال شکل نگيرد, دفاع از هويت امکانپذير نميباشد. تشکيل سازمان زيرين(زيربنايي) خلق بهمعناي تفويض قدرت سياسي زيربنايي بهدست خلق ميباشد و اينگونه هر کس در ساختار هويت مشترک(بالايي و يا عام) برخوردار از جايگاه و رنگ خاص خود خواهد بود, وگرنه هرگونه فعاليت بدون پايگاه خلقي و سازماندهي, همچنان که تا به امروز نيز اتفاق افتاده, سبب ميشود که يا مزدوران بهنام خلق کرد سخن بگويند و يا کساني که مستقيماً کردها را در جهت منافع خويش بهکار ميگيرند از حق ايراد سخن بهرهمند گشته و آنان هويت خلق را بهدلخواه خويش ترسيم نمايند. در آخر رهبري خطاب به آنان که از جبهه مليتگرايي ابتدايي کرد به سيستم کنفدراليسم دموکراتيک حملهور ميشوند, ميگويند که:"آنان کساني هستند که در سالهاي 1940ـ 1930 ذهنيت هيتلري و موسيليني را نمايندگي مينمودند." آري کساني که تا بهحال در راه کردستان تلاش ننموده و متحمل دشواريها نگشته و فرزندانشان را نه به کوههاي کردستان بلکه به کشورهاي اروپايي فرستادهاند, جنگطلبي مينمايند و صلحطلبان را به تسليميتپذيري متهم ميکنند. در حال حاضر تنها نيرويي که در کوهستانها ميجنگند گريلاهاي HPG ميباشند بنابراين چه کسي ميتواند ادعا نمايد که کردها و بهويژه PKK کمتر درگير جنگ بودهاند؟ از سوي ديگر رهبري مسير جلوگيري از خونريزي, رودررويي خلقها و جنگهايي که به درازا کشانده شود را نشان ميدهند و با احساس مسئوليت يک رهبر, برخورد مينمايند |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم دی 1384ساعت 12:0 توسط آشتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
pkk ڕۆژههڵات پیشه وا تیشک سازمان حقوق بشر کردستان پلاتفورم مدافعین حقوق بشر-مهاباد وێبلاگی یهکیهتی دێمۆکراتیکی لاوانی گهل اخبار شرق کردستان جوانترین وێنهکانی زنان فاتحان فردا |
|
RSS
|